
من پزشکم مثلا تو مثلا بیمارییا که گرما زده ای یا مثلا تب داری سرت از سنگ شکسته است، خودم می دانمفرض کن خورده سرت بر لبه ی دیواری تن تو کرب و بلا مانده، سرت در شام استدر سفر دیده ای ای سر تو بسی دشواری بر سر نیزه چه قرآن حزینی خواندیهیچ پیدا نشود مثل تو دیگر قاری تو روی نیزه و ما پشت سر تو همگیکارمان بود چهل روز و چهل شب زاری عمه با آن که ز چشمان خودش خون می ریختسعی می کرد که ما را بدهد دلداری ساربان بسکه مرا سیلی و شلاق زدهمانده بر روی تن خسته ی من آثاری طعنه و زخم زبان و زدن سنگ به ماکار مردم شده بود این عمل تکراری عمه جان نزد سرت خواند نماز شب خودتا سحرگاه کشید از غم تو بیداری مثل پروانه به گرد سر تو می چرخممثلا من خط و تو نقطه ی یک پرگاری من به دنبال تو تا شام دویدم باباخوش به حالت که نر...
ادامه مطلب
گفت پیغمبر(ص) که در روز حسابجمعی از امّت سراپا اضطراب نزد من آیند با حالی تباهپرچمی دارند با رنگ سیاه پرسم از آنها شماها کیستید؟بنده ی حقّ یا موّحد نیستید؟ سر دهند آوا مسلمانیم ماپیرو اسلام و قرآنیم ما ما مسلمانیم اما ظاهریکار ما بوده است عمری کافری هرگز از قرآن نخواندیم آیه اینیست ما را توشه و سرمایه ای یا محمّد(ص) از همان عهد قدیمدشمنان اهل بیتت بوده ایم دور گردانم من آن ها را ز خویشمی روند از پیش من با قلب ریش رویشان چون ظلمت شب تیره رنگنقشه ی آن ها همه خورده به سنگ بعد می آیند یک قوم دگرپرچمی دارند خیلی تیره تر پرسم از آنها شماها کیستید؟گوئیا از امّت من نیستید؟ جمله می گویند ما آزاده ایمما مسلمان و مسلمان زاده ایم لیک ما تسلیم شیطان بوده ایمدشمن اسلام و قرآن بوده ایم ضدّ آیات خدا بودیم م...
ادامه مطلب
سپاس و حمد بی پایان خدا راخدای سرمد و حیّ و توانا کسی که خالق هفت آسمان استهر آنچه خواهد او بی شک همان است نباشد قدرتی جز ذات پاکشحسینم من، عبید سینه چاکش سلامش بر محمد(ص) تا قیامتدرود او به خویشان رسالت به گرد گردن هر مرد و هر زنگلوبندی است، نامش چیست؟ مردن برایم هست مرگ آن گونه محبوبکه یوسف برده بودی دل ز یعقوب سعادت نیست الّا در شهادت کنم در کربلا او را زیارت ببینم، پیکرم صدپاره، بی جان به خون غلطان میان خیل گرگان همه اطفال من هستند عطشانتمام گرگ ها هستند جوعان همه گرگان مرا صد پاره کردندبرای خویش فکر چاره کردند مرا کشتند با فخر و تکبّرکه از جسمم شکم هاشان شود پر اگر مرگ کسی گردد مقدّرگریز از آن نمی باشد میسّر حسینم زاده ی شیر خدایمبه آنچه از خدا آید رضایم رسد گر از ...
ادامه مطلب
بار دگر رسول خدا(ص) داغدار شدروح الامین به غصه و محنت دچار شد دیوارهای شهر همه رنگ غم گرفتوقت عزاست غم به دل روزگار شد فصل خزان رسید و زمان مصیبت استرخت عزا به قامت فصل بهار شد باغ بهشت نیست اگر جای رنج و غمحال بهشتیان ولی ز غمش ناگوار شد عرش خدا دوباره سیه پوش گشته استقلب ملک اسیر غم بی شمار شد فصل عزای حضرت باقر(ع) رسیده استهر دل اسیر غم شد و هر دیده زار شد جسم مطهرش که روان شد سوی بقیعاز غصه خاک بر سر لیل و نهار شد گریند اولیا و غمینند انبیاشیعه به غم نشست و دلش غصه دار شد اهل دو عالم از غم او گریه می کننداما قسم به کعبه که او رستگار شد بخوانید...
ادامه مطلب
سلام ما به تو مولای ما امام رضا(ع)که زاده ی ولی اللهی ای ولی خدا سلام بر تو که فرزند حجت اللهیکه حجت اللهی و شام تیره را ماهی سلام بر تو که هستی امام و هادی ماسلام بر تو و ارکان اعتقادی ما سلام ما به تو و رحمت خدا بر تودرود ما به تو و برکت خدا بر تو دهم گواه و شهادت، قسم به میلادتگذشته ای تو به آنچه گذشته اجدادت تو نور هستی و ماه هدایت ماییچراغ راه و دلیل سعادت مایی تو از نخست گزیدی ره هدایت رانرفته ای قدمی هم ره ضلالت را ره تو حق و دگر راهها همه باطل ز حق نگشته ای الحق به باطلی مایل تو خیرخواه خدا و رسول(ص) او هستیخلیل وار بت بی شمار بشکستی تو چون رسول(ص) امین خدای سبحانیبه پای جان به سر عهد خویش می مانی تو عبد حقّی و حقّ قدر تو بدانستهخدا دهد به تو پاداش و اجر شایسته خدا ز جانب ...
ادامه مطلب
آسمان جلوه دارد از مهتاب در زمین عکس ماه اندر آببا دو صد رسم و شیوه و آدابمی برد دل ز حضرت ارباب چشم بگشوده بر جهان پسریقمر ناب و بحر پر گهریصاحب دستهای پر هنریقد رعنا و بینش و بصری یل ام البنین و یار حسین(ع)مایه ی عزّ و افتخار حسین(ع)او قرار است و بی قرار حسین(ع)از سر شوق جان نثار حسین(ع) گلی از گلشن ولایت اوستحیدر ثانی شجاعت اوسترهنمای ره سعادت اوستشرزه شیر پر از صلابت اوست قمر آسمان ایمان استذکر تسبیح حق پرستان استتاج سرهای شیر مردان استپای بند به عهد و پیمان است او ابوالفضل(ع) زینب کبراستمعدن دین و باور و تقواستپسر حیدر(ع) و یل زهراستبَطَل و قهرمان عاشوراست اوست عباس حیدر(ع) کراراو ندارد نظیر در پیکاراسوه ی جود و بخشش و ایثاراوست زیباترین گل گلزار اوست تسلیم امر مولایشعالَمی مات این تول...
ادامه مطلب
لب را گشود و خواندن قرآن شروع شد خندید گل که بارش باران شروع شد تا باقر العلوم(ع) قدم زد به روی خاکشور و نشاط و شادی یاران شروع شد قد قامت الصلوه که وقت نماز شدسیر و سلوک رهرو یزدان شروع شد استاد علم و معرفت آمد به این جهانتبریک درس و مشق دبستان شروع شد. با یک نگاه برد دل از اهل آسمانسیر سروش سوی گلستان شروع شد در مقدمش اهالی دنیا شدند شادلبخند شادمانه ی انسان شروع شد یک گل رسید و گلشن ایمان بهار شدالفاتحه، که ختم زمستان شروع شد جشن ولادتش شده بر پا در آسمانرقص ستاره های درخشان شروع شد باغ بهشت گشته چراغان ز مقدمشجشن و سرور حوری و غلمان شروع شد سر تا به پای او همه علم است و معرفتدرس خداشناسی و ایمان شروع شد بخوانید...
ادامه مطلب
زنی را می شناسم زندگی بخشیده انسان را به دانشگاه خود تدریس کرده درس ایمان را زنی را می شناسم ماتم و رنج و بلا دیدهبه روز حادثه از اشک دریا کرده دامان را زنی را می شناسم بوده در بالای تلّ روزیبدیده زیر خنجرها تن خورشید تابان را زنی را می شناسم غصه و رنج و بلا دیدهکه از بالای تلّ او دیده بیرون رفتن جان را زنی را می شناسم سفره دار سفره داران استو او بگذاشته در سفره های شیعیان نان را زنی را می شناسم صاحب غم های عاشوراستشناور دیده در خون جسم صد چاک شهیدان را زنی را می شناسم روی نیزه دیده رأسی راکه می خوانده است با لحنی حزین آیات قرآن را زنی را می شناسم در شب شام غریبان همنشد ترکش نماز شب، سپاس از حیّ سبحان را زنی را می شناسم من، ندیده غیر زیباییو با این کار خود ویران نموده کاخ شیطان را زنی را می ...
ادامه مطلب
این باور من است که تو دوست داری ام «باور نمی کنم که به خود واگذاری ام» من را خدا سپرده به دست تو از قدیمآقا تو هم مرا به خدا می سپاریم هستم چو در محاصره ی خیل دشمنانتنها تویی کسی که کند پاسداری ام ای غایب از نظر، همه دارایی ام توییهرگز مباد آن که ز خود باز داری ام شکر خدا که سایه ی تو هست بر سرمدر سایه ی درخت ولایتمداری ام گر چه نبوده ام همه ی عمر یار توپیوسته دست یاری تو کرده یاری ام عمری است در فراق تو خون گریه می کنمبر روی گونه ام بنگر اشک جاری ام چشمم به راه مانده بیا دیگر از سفربس نیست در فراق تو این غمگساری ام؟ لبریز اعتبارم اگر در کنار توبی تو فقیر و شهره به بی اعتباری ام چشمان من کجا و تماشای تو کجا؟در طول عمر منتظری افتخاری ام در وقت سر شماری یاران منتظرمن را میان منتظران می شماری ...
ادامه مطلب
من یادگار خاطرات کربلایم من با غم و درد و مصیبت آشنایم در کودکی رنج اسیری دیده ام منیک عمر با آن غصه ها رنجیده ام من از کربلا سوغات غم آورده ام منبر دوش خود رنج و ستم آورده ام من از کربلا من خاطراتی تلخ دارماز کودکی تاریک بوده روزگارم سوز عطش را بارها احساس کردممثل علی اصغر(ع) پر از اندوه و دردم چیزی حریف قدرت گرما نمی شدسوز عطش را چاره ای پیدا نمی شد من خیمه ها را شعله ور دیدم در آنجادیدم کتک می خورد زینب(س) مثل زهرا(س) هفتاد دو گل پیش چشمم گشت پرپرگل های پر پر گشته ی در خون شناور در قتلگه چون جد خود را کشته دیدمیک باره من از زندگانی دل بریدم وقتی که شد هنگام تشییع جنازهدیدم که دشمن زد به اسبان نعل تازه دیدم که زینب(س) از غم مرگ حسینشمی ریخت جای اشک، خون از هر دو عینش من خاطراتی از غلّ و زن...
ادامه مطلب
در این شب قدر ای خدا، شب زنده داری می کنم شرمنده از کردار خود، تا صبح زاری می کنم در این شب قدر ای خدا، آمد به سویت بنده ایآمد به سویت بنده ی افسرده و شرمنده ای در این شب قدر ای خدا، ورد لب من نام توستامشب انیسم تا سحر، قرآن تو، پیغام توست در این شب قدر ای خدا، من با تو گویم راز دللبریزم از جرم و خطا، از کرده های خود خجل در این شب قدر ای خدا، با من مدارا می کنی؟درد من دلخسته را، یارب مداوا می کنی؟ در این شب قدر ای خدا، چشم امیدم سوی توستتنها دوای درد من، ای مهربان داروی توست در این شب قدر ای خدا، با حال غمگین آمدمبا کوله باری از گناه، با جرم سنگین آمدم در این شب قدر ای خدا، با دیده ای تر آمدمبا قلب لبریز عزا، از داغ حیدر(ع) آمدم در این شب قدر ای خدا، قرآن بگیرم روی سرمن با تو نجوا می ک...
ادامه مطلب
آسمان جلوه دارد از مهتاب در زمین عکس ماه اندر آببا دو صد رسم و شیوه و آدابمی برد دل ز حضرت ارباب چشم بگشوده بر جهان پسریقمر ناب و بحر پر گهریصاحب دستهای پر هنریقد رعنا و بینش و بصری یل ام البنین و یار حسین(ع)مایه ی عزّ و افتخار حسین(ع)او قرار است و بی قرار حسین(ع)از سر شوق جان نثار حسین(ع) گلی از گلشن ولایت اوستحیدر ثانی شجاعت اوسترهنمای ره سعادت اوستشرزه شیر پر از صلابت اوست قمر آسمان ایمان استذکر تسبیح حق پرستان استتاج سرهای شیر مردان استپای بند به عهد و پیمان است او ابوالفضل(ع) زینب کبراستمعدن دین و باور و تقواستپسر حیدر(ع) و یل زهراستبَطَل و قهرمان عاشوراست اوست عباس حیدر(ع) کراراو ندارد نظیر در پیکاراسوه ی جود و بخشش و ایثاراوست زیباترین گل گلزار اوست تسلیم امر مولایشعالَمی مات این تول...
ادامه مطلب
کیستم؟ گنجینه ی آیات قرآن مبینم کیستم من؟ رهنما و مقتدای مؤمنینممن تداوم بخش راه و رسم خیر المرسلینمباقر علم نبیّ و قبله ی اهل یقینم می شکافم من علوم آسمان ها و زمین راکیستم؟ در من بجو تفسیر قرآن مبین را اندکی بر من نظر کن تا ببینی اصل دین رایاد من لبریز شادی می کند هر دل غمین را سربلند از آزمون های خداوند حکیممواسط فیض خدا و حجت حیِّ رحیممحق پرستان را امام و پیشوا هستم، زعیممساکن قلب تمام اهل ایمان از قدیمم کیستم؟ آئینه ای هستم که حق در آن هویداستمعجزات من بسی معجز تر از اعجاز عیساستنکته آموز کلاس درسم ابراهیم و موساستگلشن ملک ولایت از وجود من مصفّاست مؤمنان، چون وقت قد قامت رسد رکن اذانممن ستونی از ستون های زمین و آسمانمکیستم؟ تاج سر افلاکیان و خاکیانمذکر تسبیح و مناجات و دعای ...
ادامه مطلب
مسجد سیه پوش است و پیغمبر(ع) عزادار استمحراب می نالد ز غم، منبر عزادار است دست عزا دارد به سر زهرای مرضیه(س)دخت پیمبر(ص) در غم همسر عزادار است شد نوحه خوان از داغ بابا زینب کبری(س)دخت علی(ع) همناله با مادر عزادار است آید صدای ناله و غم از در خیبرامروز حتی قلعه ی خیبر عزادار است شاه شهیدان خون دل می ریزد از دیدهدر خون نشسته کشتی و لنگر عزادار است ابر دو چشم مجتبی(ع) می بارد از غصهاز داغ بابا با دو چشم تر عزادار است مقداد و عمار و ابوذرها همه محزوناز داغ حیدر(ع) مالک اشتر عزادار است تفسیر و شرح و معنی آیات قرآن اوستروح الامین با قلب پر آذر عزادار است آیات قرآن سر به سر غمگین و نالاننداز داغ مولا سوره ی کوثر عزادار است مولا امیرالمؤمنین(ع) دارد کفن بر تنشیعه مصیبت دیده و قنبر عزادار است ...
ادامه مطلب
آتش گرفته جان من از التهاب قبراحوال من خراب ز حال خراب قبر کردم سیاه نامه ی اعمال خویش رامی ترسم از سیاهی برگ کتاب قبر کردار من بدون حساب و کتاب بودحالا روم چگونه به پای حساب قبر قبر گذشتگان همه اندرز...
ادامه مطلب
در بین تمام خلق ما ممتازیمدر اوج فلک همیشه در پروازیم ما دستکش و ماسک که شد آلودهدر کیسه یزباله می اندازیم---در دست، همه کتاب قران داریمما حب وطن، کشور ایران داریم چون حافظ جان و میهن خود هستیمما با ...
ادامه مطلب
روزی که ولادت امام سجاد(ع) شدهدلها همه از بند غم آزاد شده صیاد دل ماست از این پس رخ اوشادیم که دل اسیر صیاد شده---غم نیست چو دردها دوا خواهد شدحاجات بشر همه روا خواهد شد از یمن ولادت گل باغ رسول(ع)دره...
ادامه مطلب
1 آقا بیا که بی تو جهان جز سراب نیستما تشنه ایم و هیچ نشانی ز آب نیست پر شد جهان ز ظلم و ستم در غیاب توآقا بیا که چاره به جز انقلاب نیست2آمد خبر که شیعه تو را جان رسیده استبر درد شیعه دارو و درمان رسی...
ادامه مطلب
ما ملت ایران همه با فرهنگیمصد قوم و نژادیم، ولی یکرنگیم در سنگر خانه های خود می مانیمبا یاری حق با کرونا می جنگیم---فصل بهار آمد و ایام شاد ماستشور و نشاط و عشق همه در نهاد ماست امروز خانه ها شده سنگ...
ادامه مطلب
بر منتخب خدای اعلی صلواتبر حیدر(ع) و بر ام ابیها صلوات آمد به جهان بتول ثانی، زینب(س)بر ثانی صدیقه ی کبری صلوات---بر ترجمه ی سوره ی طه صلواتبر فاطمه ی ام ابیها صلوات لبخند زند زینب کبری(س) به علی(ع)بر...
ادامه مطلب