
بوی عطر یار آورده نسیم کربلابر مشامم می رسد هر دم شمیم کربلا خوش به حال من که هستم زائر قبر حسین(ع)اشک شوقم می چکد در هر قدم از هر دو عین می روم با پای دل، با پای سر، با پای تنسوی قبر زاده زهرا(س)، امام ممتحن داشتم در سر هوای کوی او را سال هاتا شود توفیق، کارم بود روز و شب دعا با سری افکنده و حالی پریشان و خجلراهی کرب و بلا هستم من بشکسته دل می روم تا قبر او را بوسه بارانش کنممی روم تا هستی خود را به قربانش کنم قصد من آن نیست تا قدری جهانگردی کنم قصد دارم با حسین(ع) ابراز همدردی کنم می روم پای پیاده رو به سوی کربلاتا که دِیْنم را ادا سازم به آن خون خدا کاروان غصه ها رفتند تا شام ستمروی دوش کاروان بار مصیبت ها و غم رفته اند آنان چهل منزل مصیبت تا به شامتا به مقصد ذره ای آنها ندیدند احترا...
ادامه مطلب