رباعیات عاشورایی | بلاگ

رباعیات عاشورایی

تعرفه تبلیغات در سایت


وقتی به روی سینه ی مولا عدو نشست
نا گاه جان زینب کبری(س) زهم گسست

آنسان که سر ز پیکر مولا جدا نمود
گویا ستون بین زمین و سما شکست
***
تا کاروان به کرببلا پا گذاشتند
داغی عظیم در دل ما جا گذاشتند

یک چشم جوی خون شد و یک چشم رود اشک
پا چونکه روی سینه ی مولا گذاشتند
***
در کربلا اسیر به دام بلا شدند
با درد و رنج راهی شام بلا شدند

می خواستند مست باده ی قالوا بلی شوند
مست خدا ز باده ی جام بلا شدند
***
آنان که همه عمر گرفتار حسینند
واز سوز جگر جمله عزادار حسینند

گر خلق جهان طالب جنات نعیمند
آنها همگی طالب دیدار حسینند

https://telegram.me/ashkeshafagh


رباعیات عاشورایی,رباعيات عاشورايي,رباعی عاشورایی,رباعی عاشورایی رضا اسماعیلی,...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 4:44