فاین تذهبون

ساخت وبلاگ
آئینه ی مرتضی نمایی زینب(س)مانند علی(ع) روح دعایی زینب(س) با نام تو دردها شفا می گیرد آری تو به دردها دوایی زینب(س) ورد لب ماست صبح و شب یا زینب(س)زیرا تو حبیبه ی خدایی زینب(س) استاد وفا داری و تقوا هستیتو اسوه و الگوی وفایی زینب(س) ما راه بهشت را ز تو می جوییمبا راه بهشت آشنایی زینب(س) ای اسوه ی پاکدامنی، دخت علی(ع)چون مادر خود، فخر نسایی زینب(س) از مقدم تو جهان مصفا شده استتو علت هر شور و صفایی زینب(س) ای آن که خدا نام تو را زینب(س) خواندزین اب و از جنس طلایی زینب(س) ای رنج کشیده در ره حضرت دوستتسلیم و به امر حق رضایی زینب(س) آنان که دم از ولای حیدر(ع) زده اندالحق تو به جمله مقتدایی زینب(س) راه تو همان راه رسول(ص) است و علی(ع)تو رهبر ما و رهنمایی زینب(س) عمریست همه به تو ارادت مندیمچون پاک چو اصحاب کسایی زینب(س) باشی تو اگر رضا، خدا هم راضی است محبوبه ی ذات کبریایی زینب(س) ای شیر زن حماسه ی کرب و بلاتو الگوی هر اهل ولایی زینب(س) فاین تذهبون...
ما را در سایت فاین تذهبون دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : 1ashkeshafagh4 بازدید : 176 تاريخ : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 17:32

دوباره زمان عزا شد دوباره قیامت به پا شد دوباره دل شیعه لبریز  ز درد و غم و غصه ها شد دوباره عزای بتول و دوباره غم و درد حیدر(ع) رسیده دگر باره وقت ِسیه پوشی از داغ کوثر در این سوگ عظمی زهجران زهرا زند ناله مولا  زند ناله مولا سفر کرده زهرا(س) ز دنیا  زمان مصیبت رسیده حسن (ع) می زند دست بر سر شده زینبش قد خمیده بریزید از دیدگان خون  که تشییع گشته شبانه شکسته است پهلوی زهرا(س) ز میخ در و تازیانه ببین یا محمد(ص) به اشک دو دیده چه غمها پس از توبه زهرا(س) رسیده بیا و ببین شعله ها رافروزان ز بیت ولایت در و هیزم و آتش و دودهجوم و جفا و جنایت دل فتنه گر های آن روزز بغض و جفا پر شرر بود لگد زد به در بی حیاییوَ زهرای تو پشت در بود چه گویم چه گویممن از پشت آن در شده غنچه پرپرشده غنچه پرپر واویلا  واویلا فاین تذهبون...
ما را در سایت فاین تذهبون دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : 1ashkeshafagh4 بازدید : 195 تاريخ : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 17:32

"یک طرف گل بود اما بی سپریک طرف دیوار بود و میخ در" یک طرف روشنتر از صد آفتابیک طرف از هرچه شب تاریکتر بود یک سو محور آل عبا(ع)سوی دیگر باعث هر کفر و شر بود یک سو دختر ختم رسل(ص)سوی دیگر هم گروهی بی پدر یک طرف معنای قران کریمیک طرف جمعی ز قران بی خبر یک طرف سر تا به پا خیر کثیرسوی دیگر اهل عالم را ضرر یک طرف شب تا سحر گرم نمازیک طرف نوشنده ی می تا سحر کوثر وحی خدا یک سوی بودسوی دیگر فتنه می بارید و شر یک طرف کفو علی مرتضی(ع)سوی دیگر مایه ی ننگ بشر قوم ظلمت آتشی افروختند تا بسوزانند خورشید و قمر ضربه ای بر در فرود آمد سپسسقط شد زان ضربه از زهرا(س) پسر وای من پهلوی زهرا(س) خرد شدقامتش خم شد شکست از او کمر گشت راهی سوی جنات نعیمشکوه برد از دشمنان نزد پدر فاین تذهبون...
ما را در سایت فاین تذهبون دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : 1ashkeshafagh4 بازدید : 180 تاريخ : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 17:32

قامت خمیده ی من زهرا(س) شهیده ی من گل نو رسیده ی منبین اشک چکیده ی من زهرا(س) مرو مرو بشکسته زغم کمرماز داغ تو خون جگرم ای آن که شدی سپرمای در شب غم قمرم زهرا مرو مرو ای دخت رسول اللهای مادر ثارالله ای در شب غم چون ماهگویم غم تو با چاه زهرا(س) مرو مرو ای زینت بستانماز داغ تو گریانم ای لوء لوء و مرجانم ای نور دو چشمانم زهرا(س) مرو مرو ای مایه ی فخر بشرای خورده تو ضربه ز در تنها مرو به سفربا خود مرا تو ببر زهرا(س) مرو مرو تو کوثر قرانیتو خیر فراوانی تو حجت یزدانیتو شمع فروزانی زهرا(س) مرو مرو می سوخت غریبانهآن روز در خانه از ضربه ی بیگانهبشکست تو را شانه زهرا(س) مرو مرو ای نخل بریده ثمرای مادر کشته پسر ای مایه ی فخر بشرکن صبر و مرو به سفر زهرا(س) مرو مرو قومی که همه پستنداز خوردن می مستند دستان مرا بستندپهلوی تو بشکستند زهرا(س) مرو مرو حرفم بشنو زهرا(س)مگذار مرا تنها از داغ تو یا زهرا(س)افتاده علی از پا زهرا (س) مرو مرو فاین تذهبون...
ما را در سایت فاین تذهبون دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : 1ashkeshafagh4 بازدید : 172 تاريخ : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 17:32

در بند غمم زغم نجاتم بدهیدچون تشنه لبم آب حیاتم بدهید سردیم شده، دوای دردم گرمی استاز لعل لب دوست نباتم بدهید ***در خانه ی خود کمی دعا کم دارمدستی که رود سوی خدا کم دارم ای دوست بدون توست دنیا زندانبا آنکه توانگرم تو را کم دارم ***تو پادشه عالم و من نیز غلامهر صبح فرستمت من از دور سلام با آنکه درون قلب من جا داری در زندگی ام جای تو خالی است مدام ***برگرد که ما چشم به راهت هستیممحتاج به یک گوشه نگاهت هستیم ره گمشدگانیم و در این ظلمت شبدر آرزوی صورت ماهت هستیم ***هنگام سحر به وقت تعقیب نمازدستم به سوی خدا و در راز و نیاز از حق طلب امر فرج می کردمبا سوز صبا و شور در اوج حجاز فاین تذهبون...
ما را در سایت فاین تذهبون دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : 1ashkeshafagh4 بازدید : 189 تاريخ : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 17:32

عمریست ساکتیم به مانند لال هاساکت تر از زمان سکوت بلال ها شد رنگ اشک دیده ی ما چون انار سرخزرد است رنگ چهره چنان پرتغال ها نایاب گشته اند غزلهای آبدارآری چنان که نیست اثر از غزال ها چشم انتظار رویت خورشید بوده ایم حالا شدیم از چه همه بی خیال ها؟ از حد گذشت غیبت طولانی امامما خسته از تلفظ این میم و دال ها؟ از حال ما بپرسد اگر؟ در جواب اوگویم پر است حال بشر از ملال ها روزی اگر به یاد تو بودند مردمیپیدا نمی شود دگر آن حس و حال ها ای آن حقیقتی که تویی منجی بشراز محضر شماست بشر را سئوال ها تنها تو را شبیه خودت آفریده اندکی بوده اند در خور شانت مثال ها آقا مدال نوکریت را به ما بدهزیرا سر است آن ز تمام مدال ها آقا بیا که لقمه ی ما شبه ناک شدنایاب گشته اند تمام حلال ها شد ماهواره تا به روی پشت بام نصباز یاد رفته شمس درخشان، هلال ها جایی برای کار خدایی نمانده استترویج می کنند ز بس ابتذال ها یک عده ای زیاده طلب، عده ای فقیردیگر اثر مجوی ز با اعتدال ها هر میوه ی رسیده بیافتاد از درختمانده به روی شاخه ی نورسته کالها یک عده ای به علت فقرند جان به لبیک عده نیز در صدد جمع مال ها یک عده تا به اوج سما پر گشوده اندیک عده روی خاک ز بشکسته بال ها من احتمال می دهم آقا ببینمت ما زنده ایم زنده از این احتمال ها تنها صدای پای تو آرامش است و بسدرد است و رنج و غصه، همه قی فاین تذهبون...
ما را در سایت فاین تذهبون دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : 1ashkeshafagh4 بازدید : 147 تاريخ : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 17:32

خبرنامه