
سپاس و حمد بی پایان خدا راخدای سرمد و حیّ و توانا کسی که خالق هفت آسمان استهر آنچه خواهد او بی شک همان است نباشد قدرتی جز ذات پاکشحسینم من، عبید سینه چاکش سلامش بر محمد(ص) تا قیامتدرود او به خویشان رسالت به گرد گردن هر مرد و هر زنگلوبندی است، نامش چیست؟ مردن برایم هست مرگ آن گونه محبوبکه یوسف برده بودی دل ز یعقوب سعادت نیست الّا در شهادت کنم در کربلا او را زیارت ببینم، پیکرم صدپاره، بی جان به خون غلطان میان خیل گرگان همه اطفال من هستند عطشانتمام گرگ ها هستند جوعان همه گرگان مرا صد پاره کردندبرای خویش فکر چاره کردند مرا کشتند با فخر و تکبّرکه از جسمم شکم هاشان شود پر اگر مرگ کسی گردد مقدّرگریز از آن نمی باشد میسّر حسینم زاده ی شیر خدایمبه آنچه از خدا آید رضایم رسد گر از ...
ادامه مطلب
از خداوند مهربان و ودودبه همه خاندان وحی درود السلام ای امام دین موسی(ع)که تو هستی به شیعیان مولا جانشین و وزیر ابراریپیشوای به حقّ اخیاری ای که هستی تو معدن انوارکوه آرامشی و صبر و وقار پُری از حکمت و پُر از آثارقلبت از لطف و مرحمت سرشار کاظم الغیظی و شکیباییپسر مرتضی(ع) و زهرایی همه شب تا سحر تویی بیدارکار تو حمد و ذکر و استغفار سجده هایت همیشه طولانی استچشم هایت همیشه بارانی است ساهری(۱) در تمام شب ای ماهگرم راز و نیاز با الله مثل یک مرغ از قفس خستهناله های تو هست پیوسته پای تا سر کرامت و فضلیپایگاه عدالت و عدلی اسوه ی نیکی و وفایی توشیعه را میر و مقتدایی تو ای چراغ هدایت انسانجلوه ی حُسن خالق سبحان عالم از مقدمت چراغان شدقلب ما پر ز نور ایمان شد ذکر تسبیح مؤمنین شده ایورد لبهای متقین شد...
ادامه مطلب
شب تاریک ما منوّر شد حال ما از همیشه بهتر شد گل زهرا(س) قدم به خاک گذاشتجای جای جهان معطّر شد علی ابن الجواد(ع) روز نخستشیعه را مقتدا و رهبر شد او مددکار دین اسلام استاو به اسلام یار و یاور شد چون که لبریز عشق و ایمان بوداسوه ای از یقین و باور شد دل شیعه ز مقدمش شد شادشیعه مست از صَبوح و ساغر شد با خودش مِهر و رحمت آوردهواسط فیض حیّ داور شد جانشین علی(ع) ولیّ خداستآری او حیدر(ع) مکرر شد مادر اوست حضرت زهرا(س)مایه ی افتخار مادر شد نیست ما را غمی ز طوفان هااو به کشتی دین چو لنگر شد او به تصریح آیه ی تطهیرپاک و پاکیزه و مطهّر شد معنی آیه های قرآن اوستوصف و تفسیر و شرح کوثر شد پای تا سر کمال و معرفت استاو به هر فضل و علم مظهر شد آفریدش خدا ز نور خودشچه تعجب اگر که اختر شد حجت کردگار بی همت...
ادامه مطلب
بار دگر رسول خدا(ص) داغدار شدروح الامین به غصه و محنت دچار شد دیوارهای شهر همه رنگ غم گرفتوقت عزاست غم به دل روزگار شد فصل خزان رسید و زمان مصیبت استرخت عزا به قامت فصل بهار شد باغ بهشت نیست اگر جای رنج و غمحال بهشتیان ولی ز غمش ناگوار شد عرش خدا دوباره سیه پوش گشته استقلب ملک اسیر غم بی شمار شد فصل عزای حضرت باقر(ع) رسیده استهر دل اسیر غم شد و هر دیده زار شد جسم مطهرش که روان شد سوی بقیعاز غصه خاک بر سر لیل و نهار شد گریند اولیا و غمینند انبیاشیعه به غم نشست و دلش غصه دار شد اهل دو عالم از غم او گریه می کننداما قسم به کعبه که او رستگار شد بخوانید...
ادامه مطلب
داشت جان می داد و بر بالین خود یاور نداشتدر دم جان دادن خود در برش خواهر نداشت علت ایجاد خلقت بود و تنها جان سپردیار و یاور در کنارش در دم آخر نداشت از جفای همسر خود شد شهید ابن الرضا(ع)کاشکی آن اسوه ی جود و سخا همسر نداشت ثروت و اموال خود را بذل بخشش کرده بوداو به یاد بی پناهان جز دو چشم تر نداشت در دم آخر هم او بودی به فکر بی کساندست از این شیوه ی زیبا دمی هم بر نداشت در عزای او همه هفت آسمان خون گریه کردآسمان بخت او هر چند یک اختر نداشت بود جاری بر لبش آیات قرآن کریمگر چه مانند حسین(ع) بالای نیزه سر نداشت حنجرش می سوخت از زهر جفای همسرشاز قفا اما به روی گردنش خنجر نداشت بر سرش گر چه بلا آمد ز جور دشمناناو به دنبال خود اما پای نی دختر نداشت وقت جان دادن میان حجره تنها بود اودر کنار قتلگاه...
ادامه مطلب
سلام ما به تو مولای ما امام رضا(ع)که زاده ی ولی اللهی ای ولی خدا سلام بر تو که فرزند حجت اللهیکه حجت اللهی و شام تیره را ماهی سلام بر تو که هستی امام و هادی ماسلام بر تو و ارکان اعتقادی ما سلام ما به تو و رحمت خدا بر تودرود ما به تو و برکت خدا بر تو دهم گواه و شهادت، قسم به میلادتگذشته ای تو به آنچه گذشته اجدادت تو نور هستی و ماه هدایت ماییچراغ راه و دلیل سعادت مایی تو از نخست گزیدی ره هدایت رانرفته ای قدمی هم ره ضلالت را ره تو حق و دگر راهها همه باطل ز حق نگشته ای الحق به باطلی مایل تو خیرخواه خدا و رسول(ص) او هستیخلیل وار بت بی شمار بشکستی تو چون رسول(ص) امین خدای سبحانیبه پای جان به سر عهد خویش می مانی تو عبد حقّی و حقّ قدر تو بدانستهخدا دهد به تو پاداش و اجر شایسته خدا ز جانب ...
ادامه مطلب
نیست معبودی به جز الله، رب العالمینمالک روز جزا و هادی اهل یقین او که باشد برتر از هر وصف و هر وهم و گماناو که سبحان است و می باشد بهارش بی خزان نیست جز او هیچکس شایسته حمد و ثناآن که نه فرزند دارد نه شریک و اقربا آن خداوندی که از او ذلت و خواری است دورآن که نازل کرده او قرآن و انجیل و زبور آن خداوندی که از وصف و بیان ها برتر استواحد است و بی شریک است و خدای اکبر است ای خدایی که فرو ریزنده ی هر نعمتیخالق جان دارها و دافع هر نقمتی نور می بخشی به هر هفت آسمان و بر زمینظاهری و باطنی و اولین و آخرین همتت باشد بلند ای صاحب جود و کرمهست در توصیف تو قاصر زبان ها و قلم بر طرف می سازی از ما تو زیان ها و الممونس مایی تو در هنگام ترس و در ظُلَم درس نا آموخته دانای کل عالمیتو همان تفسیر و شرح آیه ...
ادامه مطلب
زینت عابدین سلام علیک قبله ی متقین سلام علیک پسر ثانی حسینی(ع) توشیعه را همچو نور عینی تو یادگار امام عاشوراقدم تو به روی دیده ی ما ای چراغ هدایت انسانشرح و تفسیر و معنی قرآن مونس تو خدای بی همتاورد لب های تو دعا و ثنا ای تو دلبند سید الشهداء(ع)از تو خرسند سید الشهداء(ع) تو منّور شبیه خورشیدیپای تا سر کتاب توحیدی در رگت جاری است خون حسین(ع)طیّب و طاهری و نور دو عین ای عبادت گرفته روح از توناجی خلق گشته نوح از تو ذکر تسبیح توست روح افزاکه تویی یادگار آل عبا(ع) زینت عرش کردگاری توما گداییم و شهریاری تو ای مقامت مقام ابراهیمذاکرانت مسیح و نوح و کلیم تو فروغ حقیقت و دینیشرح طه و طور و یاسینی تو جگر گوشه ی نبیّ(ص) هستینوه ی مرتضی علی(ع) هستی هر کجا می رویم صحبت توستهمه دل ها پر از محبت توست تو که...
ادامه مطلب
السّلام ای امام و حقّ مبین که پر از باوری و علم و یقین زندگی بخش مؤمنان هستی دشمن کفر و کافران هستی حق پرستی و مهدی اممیجامع العلم و جامع الکلمی چون خدایت رحیم و غفار استیاوران تو را مددکار است عبد هستی و حجت المعبودکلماتت کلمت المحمود دوستانت عزیز و با عزّتدشمنانت ذلیل و در ذلّت وارث جمله انبیایی توخلف خیر اوصیایی تو کیستی؟ قائمی و منتظَریعادلی تو، تو عدل مُشتَهَری ای تو شمشیر برکشیده شدهماه رخشان و نور دیده شده شمس تابان تویی و بدر تمامخرّمی بخش مردم و ایّام کیستی؟ سیف و صاحب صمصامحیدر(ع) دیگری و فالق هام السّلام ای که دین ماثوریای کتابی که پاک و مسطوری تو به هرجا بقیت اللهیتو به هر بنده حجت اللهی انبیاء را تویی امانت داراصفیاء را تو صاحب آثار تو اولی الامری و امین خداحجت ا...
ادامه مطلب
به شاخه ی گل احساس من تبر می زد مرا کتک همه شب تا خود سحر می زد همیشه وقت مناجات و وقت راز و نیازبه جان خسته من بیشتر شرر می زد درون سینه گمانم که داشت کینه و بغضکه ظالمانه به پهلو و دست و سر می زد تمام همت دشمن ستمگری می بودگمان مبر که مرا نرم و مختصر می زد اگر که نام علی(ع) می شنید از لب منز روی کینه مرا هر چه بیشتر می زد نکرده بودم اگر چه خطا و عصیانیز روی خشم و حسد بر سرم تشر می زد اسیر بند ستم بودم و مرا دشمنهزار زخم زبان نیز بر جگر می زد به زعم خویش از این ظلم بیکران بر منبه حق پرستی و قرآن و دین ضرر می زد بخوانید...
ادامه مطلب
بگشوده دیده بر جهان دلبند زهرا(س) روئیده بر لب غنچه ی لبخند زهرا(س) زهرا(س) و حیدر(ع) محو سیمای حسینندافلاکیان گرم تماشای حسینند دارد محمد(ص) در بغل یک ماه زیباروح الامین مات گل زیبای زهرا(س) این نو گل زیبا به حق نامش حسین(ع) استاین نور رب المشرقین و مغربین است فُلک نجات است او و مصباح هدایتما را نماید رهنمون سوی سعادت سرمایه ی ما شیعیان نام حسین(ع) استدین حقیقی دین اسلام حسین(ع) است شمس هدایت تا قیامت می درخشدتا راه خوشبختی ما را نور بخشد لبهای خشک او همان آب حیات استشوق حیات شیعیان بعد از ممات است از مقدم او انبیاء غرق سرورندلبریز شور و شادی و شعر و شعورند باشد نبی(ص) محو تماشای حسینشچشمش شده روشن به سیمای حسینش آن کودک یک روزه ی خوش قد و قامتهنگام قد قامت کند بر پا قیامت سر تا به پا، پا ت...
ادامه مطلب
با ٬جامعه٬ ولیّ خدا را شناختیم تفسیر وحی و شرح دعا را شناختیم در هر فراز ٬جامعه٬ دنیای حکمت استدر هر عبارت آل عبا(ع) را شناختیم ما در پی بقا همه ی عمر گشته ایمبا ٬جامعه٬ حدیث بقا را شناختیم درد و بلا ز پیکر ما رخت بست و رفتوقتی دوای درد و بلا را شناختیم زنگار شد زدوده ز دل های مؤمنینبا ٬جامعه٬ دلیل جلا را شناختیم مس وجود ما شده با ٬جامعه٬طلااکسیر عشق و رمز طلا را شناختیم باشد خدا و آل محمد(ص) پناه ماما شافعان روز جزا را شناختیم این خانواده معدن جود و سخاوتندبا این فبیله جود و سخا را شناختیم راهی به جز طریق سعادت نرفته ایمزیرا که راه و راهنما را شناختیم هر جا مکان واقعه، هر روز روز غماز ساعتی که کرب و بلا را شناختیم وقتی که رفت حضرت هادی(ع) از این جهانمعنای داغ و اشک و عزا را شناختیم بخوانی...
ادامه مطلب
لب را گشود و خواندن قرآن شروع شد خندید گل که بارش باران شروع شد تا باقر العلوم(ع) قدم زد به روی خاکشور و نشاط و شادی یاران شروع شد قد قامت الصلوه که وقت نماز شدسیر و سلوک رهرو یزدان شروع شد استاد علم و معرفت آمد به این جهانتبریک درس و مشق دبستان شروع شد. با یک نگاه برد دل از اهل آسمانسیر سروش سوی گلستان شروع شد در مقدمش اهالی دنیا شدند شادلبخند شادمانه ی انسان شروع شد یک گل رسید و گلشن ایمان بهار شدالفاتحه، که ختم زمستان شروع شد جشن ولادتش شده بر پا در آسمانرقص ستاره های درخشان شروع شد باغ بهشت گشته چراغان ز مقدمشجشن و سرور حوری و غلمان شروع شد سر تا به پای او همه علم است و معرفتدرس خداشناسی و ایمان شروع شد بخوانید...
ادامه مطلب
روز نخست طالب دیدارتان شدیمبا یک نگاه مست و گرفتارتان شدیم مائیم اهل طاعت و تسلیم امر وحیقرآن رسید و جمله هوادارتان شدیم یوسف شدی و مصر تو شد شهر سامراشیعه شدیم و راهی بازار روز نخست طالب دیدارتان شدیمبا یک نگاه مست و گرفتارتان شدیم مائیم اهل طاعت و تسلیم امر وحیقرآن رسید و جمله هوادارتان شدیم یوسف شدی و مصر تو شد شهر سامراشیعه شدیم و راهی بازارتان تان شدیم ما دست خود بریده و دل داده ات شدیم خواهان و خواستار و خریدارتان شدیم سر تا به پا کمال و فضیلت شدید و ما با افتخار سائل در بارتان شدیم یک عمر لطف و رحمتتان شد نصیب مامدیون و وامدار و بدهکارتان شدیم ما را برای شیعه گری آفریده انددر آزمون عشق سزاوارتان شدیم داروی درد اهل جهان است نامتانتسکین طلب نموده و بیمارتان شدیم ما...
ادامه مطلب
مولای دلشکسته ی ما شیعیان سلام ای داغدار و غم زده و خسته جان سلام تو در تمام عمر عزادار بوده ایبر درد و رنج و غصه گرفتار بوده ای این روز ها هزار برابر شکسته ایآخر به داغ حضرت بابا نشسته ای رخت عزاست بر تن تو ایها العزیز آتش گرفته گلشن تو ایها العزیز در کودکی به داغ پدر مبتلا شدیلبریز داغ و حسرت و رنج و عزا شدی در این غم عظیم خدا صبرتان دهدآقا شدی یتیم خدا صبرتان دهد آقای من تو بی کس و بی یار تر شدی لبریز غصه بودی عزادار تر شدی هم داغدار مادر پهلو شکسته ایهم در کنار مرقد بابا نشسته ای گر دست می زنی به سر از داغ عسکریدل در مدینه داری و غمگین مادری امروز با تمام توان گریه می کنیهم در نهان و هم به عیان گریه می کنی بوده لباس تو همه ی عمر رخت غمدر زیر بار غصه شده قامت تو خم هم در عزا و د...
ادامه مطلب
تا که جان دارم به تن هستم گدایت یا حسن(ع) ریزه خوارم بر سر خوان عطایت یا حسن(ع) تو کریم اهل بیتی، من گدای کوی توجرعه نوش چشمه ی جود و سخایت یا حسن(ع) دردمندیم و دوای تو به درد ما دواستدردها آرام گیرد با دوایت یا حسن(ع) صورت زهرا(س) که شد از ضرب سیلی نیلگونشِکوِه بُردی از عدو نزد خدایت یا حسن(ع) زهر نوشیدی و کام اهل عالم تلخ شدشعله ور شد آتش دل ها برایت یا حسن(ع) بیت الاحزان شد زمین و آسمان با رفتنتخانه ی دل های ما ماتم سرایت یا حسن(ع) خون دل ها خورده بودی و همه در تشت ریختمُرد از غم خواهرت پایین پایت یا حسن(ع) یا حسن(ع) تابوت مرگت چون نشان تیر شدسوخت از غصه غریب و آشنایت یا حسن(ع) با حسین(ع) گفتی که «لا یوم کیومک» یا حسین(ع)آمد امّا از عدو صدها بلایت یا حسن(ع) آتش داغ تو باشد شعله ور تا روز...
ادامه مطلب
دوباره در دل ما رنج و غصه مهمان شد دوباره فصل جدایی و درد هجران شد دوباره کام بشر تلخ شد ز شیشه ی زهردوباره محنت و اندوه و غم فراوان شد غریب توس تو رفتی از این جهان به بهشتولی ز داغ تو چشمان شیعه گریان شد غم و مصیبت تو بس که سخت و جانفرساستبرای شیعه ز داغ تو مرگ آسان شد تو رفتی و ز غمت ابر چشم بارانی استلباس غصه و غم بر تن مسلمان شد عزای تو زده آتش به قلب عالمیانز غصه خواهر غمدیده ات پریشان شد غریب بودی و مظلوم رفتی از دنیاغم تو ساکن دل های اهل ایران شد نوای ذاکر و مداح هر دو غمگین استنوای غصه و غم، نغمه ها و الحان شد به عرش حضرت جبریل نوحه خوان شده استسر ملائکه از غصه در گریبان شد تمام عالم هستی به غم گرفتار استغمین ز داغ تو جنّ و پری و انسان شد ز ابر دیده ی ما از غم تو خون جاری استه...
ادامه مطلب
به سوی شام شدی رهسپار خواهر منشدم ز دوری تو بی قرار خواهر من به جسم بی سر من چون نبود دادرسیبه انتظار تو ماندم که از سفر برسی چو دیر شد سفرت دست از این جهان شُستمبه زیر سنگ لحد، بین بوریا خُفتم اسیر رفتی از اینجا به شام خواهر منبگو به من به کجا مانده است دختر من به روی نیزه تو را یار و همسفر بودمتمام راه برای تو خون جگر بودم بدیدمت که عدو تازیانه ات می زدبه بند ظلم و جفا بی بهانه ات می زد به سوی شام شما را پیاده می بردندبه روی خار مغیلان تو را می آزردند چگونه بشنوم آنچه گذشته است تو راکشیده ای تو هزاران هزار رنج و بلا شکسته بالی و رنگ کبود داری تونشان ز کوچه ی قوم یهود داری تو به روی نیزه سر من، شما اسیر به دامسر من و اُسرا شد نشان سنگ ز بام به نیزه راس شهیدان مقابلت دیدمسر شکسته ی با چوب مح...
ادامه مطلب
زینت سجاده ها بار سفر بست از جهان رفت از این عالم فانی به سوی آسمان در دل هر شیعه دارد خانه تا روز ابدخانه ی دل های ما او را سرای جاودان در تمام عمر خود غیر از بلا چیزی ندیدچشمهایش چشمه ی خون، کار او آه و فغان او به دست دشمنان نور نوشیده است زهردر کنار مادرش زهراست حالا در جنان در تمام عمر خود می سوخت از داغ حسین(ع)رفت و آتش زد ز داغ خود قلوب شیعیان در مسیر شام در بند اسارت بوده استخاطراتی تلخ آورده است با خود ارمغان قلب او آزرده بود از خاطرات شهر شامخون دل از چشمه ی چشم مسلمانان روان او که پیغام آور پیغام سرخ کربلاستبا غم خود کرده غمگین قلب هر پیر و جوان ریخته همراه عمّه اشک غم در بزم شامگشت آزرده حسین(ع) وقتی ز چوب خیزران کاروان با روضه های او چهل منزل گریستدر مسیر شام بوده روضه خوان کارو...
ادامه مطلب
من یادگار خاطرات کربلایم من با غم و درد و مصیبت آشنایم در کودکی رنج اسیری دیده ام منیک عمر با آن غصه ها رنجیده ام من از کربلا سوغات غم آورده ام منبر دوش خود رنج و ستم آورده ام من از کربلا من خاطراتی تلخ دارماز کودکی تاریک بوده روزگارم سوز عطش را بارها احساس کردممثل علی اصغر(ع) پر از اندوه و دردم چیزی حریف قدرت گرما نمی شدسوز عطش را چاره ای پیدا نمی شد من خیمه ها را شعله ور دیدم در آنجادیدم کتک می خورد زینب(س) مثل زهرا(س) هفتاد دو گل پیش چشمم گشت پرپرگل های پر پر گشته ی در خون شناور در قتلگه چون جد خود را کشته دیدمیک باره من از زندگانی دل بریدم وقتی که شد هنگام تشییع جنازهدیدم که دشمن زد به اسبان نعل تازه دیدم که زینب(س) از غم مرگ حسینشمی ریخت جای اشک، خون از هر دو عینش من خاطراتی از غلّ و زن...
ادامه مطلب