
شیعیان ای سوگواران حسین(ع)چشمه سار خون شما را هر دو عین شیعه بودن گر چه باشد افتخارلیک دارد شرط های بی شمار شرط اول هست تقوا و یقینپای بندی بر فروع و اصل دین شیعه باشد عاشق صوم و صلاتهمچنین باید بپردازد زکات آمر معروف شرط دیگر استشیعه ناهی از بدی و منکر است شیعه باشد سر به فرمان خداسر نخواهد زد از او جرم و خطا او به حبل الله دارد اعتصامبر رضای حیّ سبحان اهتمام اتّکال او همیشه بر خداستروز و شب در حالت خوف و رجاست او نگهبان است بر اعمال خوداوست فکر پاکی اموال خود هم امور واجب و هم مستحبهست شیرین از برایش چون رطب فتنه ها را می کند خاموش او گفته هایش نیک، وقت گفتگو اوست تسلیم خدای ذوالجلالدعوت او سوی رشد است و کمال جهد او جلب رضای خالق است او امین و بی ریا و صادق است سر به فرمان ...
ادامه مطلب
شب قدر است و دیده خون چکان استدو دست من به سوی آسمان است خطا کردم تمام عمر خود را در این شب کار من آه و فغان است+++شب قدر و زمان اشک و آه استبه روی دوش من بار گناه است خطاکارم خطاکارم خطاکارخدایا پیش تو رویم سیاه است+++اگر چه نزد حق بی آبرویمشده رویم سیه مانند مویم امید عفو دارم از خداوندکه امشب با خدا در گفتگویم+++شب قدر است و هنگام مناجاتگشوده گشته درگاه عنایات ببر با شوق و با امید بسیاربه درگاه الهی عرض حاجات+++شب قدر است و دیده اشکبار استزمان گفتگو با کردگار است هنوز امید بخشش دارم از حقگناهانم اگر چه بی شمار است بخوانید...
ادامه مطلب
در این شب قدر ای خدا، شب زنده داری می کنم شرمنده از کردار خود، تا صبح زاری می کنم در این شب قدر ای خدا، آمد به سویت بنده ایآمد به سویت بنده ی افسرده و شرمنده ای در این شب قدر ای خدا، ورد لب من نام توستامشب انیسم تا سحر، قرآن تو، پیغام توست در این شب قدر ای خدا، من با تو گویم راز دللبریزم از جرم و خطا، از کرده های خود خجل در این شب قدر ای خدا، با من مدارا می کنی؟درد من دلخسته را، یارب مداوا می کنی؟ در این شب قدر ای خدا، چشم امیدم سوی توستتنها دوای درد من، ای مهربان داروی توست در این شب قدر ای خدا، با حال غمگین آمدمبا کوله باری از گناه، با جرم سنگین آمدم در این شب قدر ای خدا، با دیده ای تر آمدمبا قلب لبریز عزا، از داغ حیدر(ع) آمدم در این شب قدر ای خدا، قرآن بگیرم روی سرمن با تو نجوا می ک...
ادامه مطلب
امشب شب قدر است و من با دوست نجوا می کنم بخشایش جرم و گناه از او تمنّا می کنممحزون و سر افکنده و لبریز از خوف و رجایاربّنا، یاربّنا، یاربّنا، یا ربّنا یاربّ تو مولائی و من عبدی گنه آلوده امیک عمر پیش چشم تو سرگرم عصیان بوده امهستم پشیمان ای خدا، می خوانمت امشب تو رایاربّنا، یاربّنا، یاربّنا، یا ربّنا امشب به درگاه خدا با ناتوانی آمدمبا کوله باری از خطا، قدی کمانی آمدمشرمنده از کردار خود، من آمدم سوی خدایاربّنا، یاربّنا، یاربّنا، یا ربّنا امشب به درگاه خدا تا صبح زاری می کنمامشب ز ابر چشم خود من سیل جاری می کنمپیوسته تا وقت سحر، ورد لبانم ربّنایاربّنا، یاربّنا، یاربّنا، یا ربّنا من بی پناهم ای خدا، امشب پناهم می دهیتا صبح من در می زنم، آیا تو راهم می دهی؟از راه لطف و مرحمت، در را به روی من گ...
ادامه مطلب
دوباره وقت تمناست لیله القدر است شب ضیافت مولاست لیله القدر است دوباره دیده چو دریاست لیله القدر است «بساط عشق مهیاست لیلة القدر است نوای ادعیه بر پاست لیلة القدر است» خداست در پی آن که به ما ثواب ...
ادامه مطلب
ز حق به حضرت نرجس پسر عطا شده استدوباره عالم هستی پر از صفا شده است به شکر سر به سجودند خاکیان همگی دوباره ذکر لب شیعه ربنا شده است نوای عالمیان است ذکر یا مهدی(عج)تمام عالم امکان پر از دعا شده است به یمن مقدم مهدی(عج) جهان منور شدبه چشم، ...
ادامه مطلب
از کمان حرمله، سرو چمان شد قد کمان قامت، قد قامتی وقت اذان شد قد کمان روی شانه داشت مردی کودکی لب تشنه را دیدمش آن مرد را در آن میان شد قد کمان بر گلوی کودکی تیری اصابت کرده بودپای گهواره یکی شیرین زبان شد قد کمان این خبر آمد به گوش اهل عالم ناگهان داغ سنگین بود از این غم جهان شد قد کمان سر به زانوی عزا افلاکیان بگذاشتنددیده ها خون گریه کرد و آسمان شد قد کمان از کمان چون شد رها تیر و گلو را پاره کردبا هزاران شرم حتی آن کمان شد قد کمان فصل فصل غصه شد، رنگ بهاران تیره شدسال ها شد رنگ پائیز و خزان شد قد کمان بعد ها وقتی به لب می خورد چوب خیزرانب...
ادامه مطلب