
گاهی صداست علت غمگینی بشرگاهی صداست آنچه به جان می زند شرر گاهی صدای گریه ی طفلی برای آبگاهی صدای قلب پر از سوز و التهاب گاهی صدای خش خش خاشاک زیر پاگاهی نوای دلکش رأسی به نیزه ها گاهی صدا، نوای غم است و صدای دردگاهی صدای ناله و اندوه و آه سرد گاهی صدای شُر شُر آب از کف دو دستگاهی صدای عربده های شرور پست گاهی صدای شیهه ی یک اسب خسته جانگاهی صدای شیون و زاری بانوان گاهی ز نعل اسب صدا می رسد به گوشاز نعل ها به نعش شهیدان بسی نقوش گاهی به گوش می رسد آنجا صدای تیرگاهی صدای ضربه ی شلاق بر اسیر گاهی صدای چَک چَک شمشیر و خنجر استگاهی صدای چِک چِک خون ها ز پیکر است گاهی صدای خس خس حنجر ز تشنگی استگاهی صدا صدای مناجات و بندگی است گاهی صدای تیر سه شعبه است از کمانپرتاب خون به دست پدر سوی آسمان گاهی صد...
ادامه مطلب
قاصد مرگ خبر داد مراخبر از غصه و اندوه و عزاخبر از ظلم و ستمخبر از حادثه ی کرب و بلاهمه عالم شده لبریز عزا سینه لبریز غم استمی چکد خون ز دو چشمان ترمهمه جا رنگ عزاستنه فقط خاککه افلاک شده خانه ی غمو در عرش ملائک همه مغمومو خدا غمگین استنوحه خوان جبریل استعرشیان مویه کناندر غم نورِ دو چشم علی(ع) و میوه ی قلب و پسر حضرت زهرا(س)گوئیا قطع شده پاره ای از دین خداکاش دنیا به عقب بر می گشتتا کمی پیشتر از واقعه ی عاشوراتا کمی قبل تر از قصه ی اصحاب کساءتا شب میلاد حسین ابن علی(ع)تا همان لحظه که جبریل محمد(ص) را گفت:اقرأتا زمانی که خداوند به آدم آموختهمه ی اسماء راقبل تر قبل تر از خلقت آدم و حوا به کمی قبل تر از خلقت افلاک به آن لحظه که شد خلقپیغمبر اسلام(ص) و جگر گو...
ادامه مطلب
آمد محرّم، آمد محرّم شد فصل غصه و اندوه و ماتم در کرب و بلا، شد قحطی آباصغر (ع) از تشنگی، گردیده بی تاباز غمش خون جگر یاران و اصحابدر پیش رو دارند یک کاروان غم می شود کربلا دریایی از خونشود از خون تن اصحاب گلگونغم روی غم شود پیوسته افزونزیر بار عزا قدها شود خم بهر دفاع از اسلام و قرآنهمه جان ها به کف خیل عزیزانمی روند یک به یک رو سوی میدانهمه با شوق و با عزمی مصمم عون و عبدالله و قاسم و جعفرمِیِ بلا نوشند از جام خنجرچون جان خود دهند در راه باوراز دیده جای اشک جاری شود « دم » از ظلم بی حد قوم ستمگردر خون شنا کنند عباس(ع) و اکبر(ع)گردد نشان تیر حلقوم اصغر(ع)ای وای از این عزا، ای وای از این غم در زیر تلّی از نیزه شکستهزینب(س) بیند حسین(ع) به خون نشستهآهی برآورد از قلب خستهریزد از چش...
ادامه مطلب
خون گریه کن ای چشم شد موسم زاری آمد محرّم شد وقت عزاداری خون گریه کن ای چشم ماه عزا آمدماه غم و درد و رنج و بلا آمددر کربلا گویا روز جزا آمدماه مصیبت هاست وقت گرفتاری خون گریه کن ای چشم لب تشنه است اصغر(ع)در خون شنا کرده جسم علی اکبر(ع)خشکیده لب های اهل حرم یک سرشد خون دل اما از چشمشان جاری خون گریه کن ای چشم همراه با زینب(س)در خیمه بیماری آتش گرفت از تبچون شمع باید سوخت ای دل به روز و شبآمد محرم شد وقت عزاداری ای شیعه خون دل از دیده جاری کنهمراه با زینب(س) بیمار داری کنبا اشک چشم خود او را تو یاری کندر خیمه می سوزد از غصه بیماری از تشنگی اصغر(ع) غش کرد و شد خاموشمادر گرفت او را با غصه در آغوشسقای طفلان است مشکش به روی دوشلب تشنه چون اصغر(ع) اطفال بسیاری اصغر(ع) به خون غلتان در گوشه ی میدانا...
ادامه مطلب
جان جهان نثارت اگر شد بعید نیستدلها همه شکارت اگر شد بعید نیست فرش ره تو دیده ی ما شیعیان شدهبر چشم ما گذارت اگر شد بعید نیست تو کعبه ای و ما همه حاجی کوی توجبریل پرده دارت اگر شد بعید نیست مرغ دلم اس...
ادامه مطلب
بنال ای نی که دلها غصه دارهبنال ای نی که دیده اشکبارهسر قران ناطق گشته منشقدو چشم آسمون خون دوباره2بنال ای نی کبوترها غمینندکنار چاه غصه می نشینندزمینی ها عزادارند امشبملائک هم عزادار زمینند3به سینه غ...
ادامه مطلب
آمد بهار و وقت تماشا یکی یکیگل های باغ گشته شکوفا یکی یکی بگذاشت پا به عالم خاکی گل بهشتشد شاد قلب اهل تولا یکی یکی ام البنین گرفته روی دست ماه خویشخرسند و شاد همره مولا یکی یکی این ماه حیدر (ع) است...
ادامه مطلب
چشمه چشمه ز چشمه ی چشمم، چشمه و چشمه سار می ریزداشک از چشمه سار چشمانم مثل ابر بهار می ریزد خون دل از دو چشم من جاری، دامن از اشک چشم چون دریااین همه اشک چشم و خونابه در فراق نگار می ریزد سوختم مثل شم...
ادامه مطلب
نی ناله کن که ماه محرم تمام شدعیش و سرور تا به قیامت حرام شد در زیر نیزه ها شده مدفون تن حسین(ع)در گرد پیکرش بنگر ازدحام شد راس حسین(ع) کعبه حاجات زینب(س) استزینب (س) کنار کعبه و در استلام شد در بند ظ...
ادامه مطلب
ای که با درد آشنایی تو وارث غصه و بلایی تو تو نقی (ع) و ابوالحسن(ع) هستی همه درد و غم و محن هستی تو امامی، امام مظلومان تو امیدی برای محرومان گر چه تو غصه دار و پر شرری تو چراغ هدایت بشری ای ...
ادامه مطلب
ماه را در شب تاریک ندیدن سخت استدر همه عمرغم هجر کشیدن سخت است گر که محروم ز دیدار رخ یار شوی وصف دلدار ز اغیار شنیدن سخت است آتش هجر خدایا همه جانم را سوختجام غم ازغم دلدار چشیدن سخت است غ...
ادامه مطلب
آقا سلام، ماه محرم رسید باز فصل عزا و گریه و ماتم رسید باز در طول سال در غمتان نوحه خوانده ایم ماه عزا و غصه ی اعظم رسید باز آقا سلام، در غم تو نوحه...
ادامه مطلب
ز غصه سوره ی کوثر لباس غم پوشید مدینه شهر پیمبر(ص) لباس غم پوشید امام جن و بشر چون شهید شد از زهر جهان ز غصه سراسر لباس غم پوشید حسن(ع) ز زهر جفا چون به خویش می پیچید حسین (ع) ز داغ برادر لباس غم پوشید طلب نمود حسن (ع)تشت و زینب(س) از غم او به حال زار و مکدر لباس غم پوشید نرفت چون که به مسجد امام دین آن روز ز غصه مسجد و منبر لباس غم پوشید به عرش حضرت جبریل اشک غم می ریخت به فرش شیعه حیدر(ع) لباس غم پوشید زدند سنگ به تابوت آن امام همام و بعد زینب مضطر(س) لباس غم پوشید خبر رسید به جنات عدن و در غم او ز غصه فاتح خیبر لباس غم پوشید ز آسمان به زمین سنگ غصه می بارد دوباره گنبد اخضر لباس غم پوشید ...
ادامه مطلب
سلام من به محرم به فصل خون و شهادتسلام من به محرم به شوق و شور و شهامت سلام من به محرم به خون پاک شهیدان سلام من به محرم به اشک و آه یتیمان سلام من به محرم به آه سینه ی زینب(س)سلام من به محرم به اشک دیده ی زینب (س) سلام من به محرم به خشکی لب اصغر(ع)به اشک چشم رباب و به سوز سینه ی مادر سلام من به محرم به آه و غصه و اندوهسلام من به عزایی عظیم تر ز دو صد کوه سلام من به محرم به اوج عزت و ایمانسلام من...
ادامه مطلب
بر تن بپوش جامه ی ماه محرمشوانگه بریز خون دل از دیده در غمش دریا بسوز درغم جانسوز آن امامای آسمان خراب شو اینک ز ماتمش ای گل بپوش بر تن خود جامه ی سیاههستی تو بی خبر مگر از اشک شبنمش وقتش رسیده تا که بگرییم روز و شبیک دیده خون بریزد و یک چشم زمزمش پوشیده شد به قامت عالم لباس غمای وای من به دیده ی پر خون و مردمش وقتی که انبیاء همه در سوز و آتشندچون است حال حضرت حوا و آدمش خون داد تا که زنده ب...
ادامه مطلب
از هجر یار رفته ز کف اختیار منرحمی به حال زار دل بیقرار من تو مقتدای اهل جهانی بگو چرا؟پنهان ز دیده ه ها تویی ای گلعذار من در دل به غیر درد فراق تو نیست غمبی روی توست شام سیه روزگار من از دیده از فراق تو جاری است اشک غمخونابه می چکد ز غم از چشم زار من آقا دلم گرفته و بغضی است در گلوافتد ز بار غصه...
ادامه مطلب
ماه توبه، ماه غفران الوداعماه حیدر(ع)، ماه قران الوداع با تو حس کردم خدا را بیشترماه ایزد ماه یزدان الوداع رحمت حق با تو نازل می شودماه رحمت ماه باران الوداع موقع افطار تو وقت سرورعلت لبهای خندان الوداع با تو عهدم با خدا محکمتر استماه عهد و ماه پیمان الوداع گلشن دین با تو گردد با صفاماه گل ماه گلس...
ادامه مطلب
دختر موسی ابن جعفر(ع) تا روان سوی جنان شداز غمش خاک عزا بر سر، همه پیر و جوان شد چون خبر آمد که او رخت سفر از این جهان بستهر که بشنید این خبر از بارغصه قد کمان شد بعد از او ایام ما رنگ سیاه شب گرفتندفصل های سال هم همرنگ با فصل خزان شد در زمین خون می چکد از دیده های غم گرفتهو از مصیبت اشک غم از چشم اهل آسمان شد بسکه جانسوز است داغ دختر موسی بن جعفر (ع)ناله های اهل عالم نیست پنهانی، عیان شد می زند از غصه دست غم به سر اهل سماوات تا قیامت رخت غم بر قامت اهل جهان شد کوچه کوچه شهرها رنگ سیاه غم گرفتهساده می گویم که غصه از کران تا بیکران شد گریه کن دیده، بنال ای دل که جانسوز است این غمنیست پایانش، یقین دارم که این غم جاودان شد به کانال تلگرام ما بپیوندید: ht...
ادامه مطلب
در شب غم، روی گل گر نم شبنم باشدیا اگر خانه ی دلها همه پر غم باشد یا اگر در اثر حادثه ای کوثر وحی هیجده ساله ولی قامت او خم باشد بین دیوار و دری گر که بماند گل یاس و از این حادثه پژمرده و درهم باشد باغبان گر که ز پژمرد گیاین گل یاسدر دلش صبح و مساء غصه و ماتم باشد محور آل کساء بار سفر بست اگرکار اصحاب کساء اشک دمادم باشد سینه از داغ بسوزد بشود خاکستر دیده ها رود و اگر دامن ما یم باشد هر کجا می نگری بزم عزایی برپایا بساط غم و اندوه فراهم باشد اگر از میخ دری، شاخه گلی زخمی شد زیر پا سوره ی قران مجسم باشد باید از غصه بمیرند همه آدمیانواژگون گر بشود هر دوجهان کم باشد کانال تلگرام ما http://telegram.me/ashkeshafagh...
ادامه مطلب
خاکم به سر کهقامت زهرا(س) کمان شدهفصل بهار دخت پیمبر(ص) خزان شده در کوچه چون که فاطمه(س) خورد از عدو کتک پهلوی او شکسته، تنش ناتوان شده از ضرب در شکست چو پهلوی فاطمه(س)خون از دو چشم حیدر صفدر(ص) روان شده چون میخ در به سینه ی زهرا(س) فرو نشست یک باره واژگون همه هفت آسمان شده خاکم به سر که در غم زهرای مرضیه(س)رخت عزا به قامت اهل جهان شده آمد بلال چون به ملاقات فاطمه(س)کار بلال ناله و اشک و فغان شده گفتا: بلال را که دوباره اذان بگواما هزار غصه عجین با اذان شده جبریل می زند به سر و سینه زین عزاعالم به رنگ تیره کران تا کران شده آزرده گشت فاطمه (س) و در عزای اوزینب(س) کنار مادر خود نوحه خوان شده ای دل بسوز تا به قیامت در این عزازیرا عزای حضرت او جاودان شده کانال تلگرام ما http://tel...
ادامه مطلب