خرید بک لینک


بر تن بپوش جامه ی ماه محرمش
وانگه بریز خون دل از دیده در غمش

دریا بسوز درغم جانسوز آن امام
ای آسمان خراب شو اینک ز ماتمش

ای گل بپوش بر تن خود جامه ی سیاه
هستی تو بی خبر مگر از اشک شبنمش

وقتش رسیده تا که بگرییم روز و شب
یک دیده خون بریزد و یک چشم زمزمش

پوشیده شد به قامت عالم لباس غم
ای وای من به دیده ی پر خون و مردمش

وقتی که انبیاء همه در سوز و آتشند
چون است حال حضرت حوا و آدمش

خون داد تا که زنده بماند همیشه دین
بالاست تا همیشه ی تاریخ پرچمش

برچسب: نویسنده: مبین شریفی تاريخ: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 6:38

صفحه بندی